محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
78
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
بر كشيدن نيز آورده . آتون - كدبانوئى كه « 1 » دختركان را تعليم خواندن كند و در فرهنگ بمعنى بچهدان نيز آمده « 2 » . اكنون - بمعنى اين زمان و الحال باشد . مثالش ناصر خسرو گويد : بيت گوهر دين چون درين خزانه نهادى * روزن و برهونش « 21 » هر دو سخت كن اكنون ارژن - بمعنى چوب درخت بادام كوهى بود « 3 » مثالش شاعر گويد : بيت دى محتسبى به راه بگذشت * بر دست گرفته چوب ارژن « 4 » و ارجن نيز گويند كه بجاى ژا « 5 » جيم باشد . كذا فى الفرهنگ . آبتين - « 22 » [ به وزن پاكدين ] پدر فريدون باشد مثالش حكيم خاقانى فرمايد « 6 » : شعر خاصهء سيمرغ كيست جز پدر رستم * قاتل ضحاك كيست جز پسر آبتين آبدان - [ به وزن كاردان ] آبادان و نيز گوى كه آب باران در آن جمع شود و آن را آبگير و ژى نيز گويند . مثالش « 7 » حكيم ازرقى فرمايد : بيت چو ابر فندق سيمين در آبدان ريزد * بر آرد از دل فيروزه شكل سيمين رنگ مشعبديست كه بر خرد مهرههاى رخام * بحقههاى بلورين همى كند نيرنگ و مثانه را آبدان گويند . آويزگن - [ بكسر كاف فارسى ] يعنى آنكه هر كه را بيند ازو در آويزد و از وى چيزى خواهد . آذربرزين - [ بضم باى موحده ] آتشگاهيست كه آن را يكى از ائمه دين ابراهيم زردشت كه برزين نام داشت ساخت « 23 » . مثالش حكيم انورى فرمايد : بيت اى نمودار رحمت و سخطت * آب حيوان و آذر برزين و حسين وفائى بفتح باء آورده و گفته كه وجه تسميه آنست كه روزى شاه كيخسرو سوار بود صاعقهء برزين مركب او افتاد و آن زين را بآتشكده بردند و تا زمان ولادت حضرت رسالت صلى إله عليه و آله و سلم « 8 » نگذاشتند كه آن آتش خاموش شود و بخاطر اين ضعيف مىرسد كه اين قول پر معتمد نباشد بواسطهء آنكه فردوسى مؤيد معنى اول فرمايد : بيت يكى آذرى « 9 » ساخت بر زين بنام * كه با فر هى بود و با راى و كام « 10 » ايرسون - طلق باشد يعنى زرورق . آخريان - [ بمد الف و سكون خاء و كسر راء ] كالا باشد و كاله نيز گويند - و اخريان بقصر « 11 » نيز آمده چنان كه خلاق المعانى فرمايد : شعر چون مىدهى مرا تو عطاياى به گزين * جز به گزين چه آرمت آخر ز اخريان آگندن - انباشتن و پر ساختن . مثالش شاعر گويد :
--> ( 1 ) « س » : كدبانو كه . ( 2 ) معنى اخير از « ب » و « ن » است . در « س » و « الف » نيست . ( 3 ) كلمهء بود از « ن » است . ( 4 ) « الف » : ارزن ( 5 ) بجز « ب » : زاء . ( 6 ) « ب » : خاقانى گويد ؛ « ن » : فرمايد ؛ « س » : در متن : شاعر گويد . و در حاشيه مانند متن فوق . افزوده است . ( 7 ) اينجا مع الاسف چند صفحه از نسخهء « الف » افتاده است بپايان افتادگى در جاى خود اشاره خواهد شد . ( 8 ) اين كلمه از « ن » است در « س » نيست . ( 9 ) « س » : يكى آذر . ( 10 ) « س » : با راى كام . ( 11 ) اين كلمه در « س » نيست . ( 21 ) برهون ، هر چيز ميان خالى مانند هالهء ماه و طوقى كه بر گردن كنند و دايره كه از پرگال كشند . ( برهان ) . ( 22 ) صحيح كلمه آتبين است . ( 23 ) آذر برزين مهر ، آتشكدهء كشاورزان و در ريوند خراسان بوده است . زردشت و ابراهيم نيز در ادبيات اسلامى خلط شده ( حاشيهء برهان ) .